تبلیغات X
html> ســـــراب

ســـــراب

خـــوش آمدید!

زمان نمی ایستد و لحظه ها میروند قدر زندگی و باهم بودن را بیشتر بدانیم

WwW.FarsV.Com

+ تاريخ هجدهم دی 1392ساعت 12:29 نويسنده عارفه کوچولو |

   

ب عالت ب روز بودن سایت از مطالب قدیمی ترهم بازدید کنیـــــــــــــد

.

.

..

.ب عالت ب روز بودن سایت از مطالب قدیمی ترهم بازدید کنیـــــــــــــد

.

 

+ تاريخ پنجم دی 1392ساعت 11:27 نويسنده عارفه کوچولو |
**مادرم فرشته است... ولی هیچوقت ندیدم پرواز کند... زیرا به پایش... من را بسته بود.. برادرم را... پدرم را... و همه ی زندگیش را... معذرت میخواهم نیوتون..! راز جاذبه، 'مادر' من است! معذرت میخواهم ادیسون! چرا که 'مادر' من اولین چراغ زندگی من است! معذرت میخواهم انیشتین! فرمولهای تو از توضیح 'مادر' من عاجزند! رومئو! همه راه ها به عشق 'مادر' من ختم میشود! مادر من عشق من است... میترسم برای ماندن در کنارم از بهشت به جهنم بیاید مادرست دیگر...
+ تاريخ یازدهم بهمن 1393ساعت 02:22 نويسنده عارفه کوچولو |
ﺑﻌﻀﯿﺎ ﻣﺜﻞ ﭘﺎﺩﺭﯼ ﻣﯽ ﻣﻮﻧﻦ ﺑﺎﯾﺪ ﺭﻭﺷﻮﻥ ﻭﺍﯾﺴﺘﯽ و ﮐﻒ ﮐﻔﺸﺘﻮ ﺗﻤﯿﺰ ﮐﻨﯽ ﻭ ﺍﺯ ﺭﻭﺷﻮﻥ ﺭﺩ ﺷﯽ ﺍﯾﻦ ﮐﺎﺭﻭ ﻧﮑﻨﯽ ﻓﮑﺮ ﻣﯽ ﮐﻨﻦ ﻓﺮﺷﻦ !
+ تاريخ یازدهم بهمن 1393ساعت 02:20 نويسنده عارفه کوچولو |
سلامی گرم ب تمام دوستای گلم ببخشید خیلی وقت بود تنهاتون گذاشته بودم ولی برگشتم بالاخره
+ تاريخ یازدهم بهمن 1393ساعت 01:59 نويسنده عارفه کوچولو |

+ تاريخ چهاردهم مرداد 1393ساعت 10:32 نويسنده عارفه کوچولو |

به کسی که دوستش داری بگو که چقدر بهش علاقه داری

و چقدر در زندگی براش ارزش قائل هستی

چون زمانی که از دستش بدی

مهم نیست که چقدر بلند فریاد بزنی

اون دیگر صدایت را نخواهد شنید

 

+ تاريخ چهاردهم مرداد 1393ساعت 10:30 نويسنده عارفه کوچولو |

راستش را بگو ...

نبودن های مرا با چه چیز پرمی کنی  که صدایت در نمی آید.

+ تاريخ چهاردهم مرداد 1393ساعت 10:27 نويسنده عارفه کوچولو |

بدبختی هیچ وقت سراغ من نمیاد

.

.

..

.

در واقع هیچ وقت نرفته ک بخاد بیاد!!!!

الانم اینجاس !!!

مثله عنترهم داره نگاه میکنهindecision

سلام کن ب بچه هــــاsmiley

+ تاريخ چهاردهم مرداد 1393ساعت 10:20 نويسنده عارفه کوچولو |

جـــــایی ک مرد پیدا نمیشه ترشیده شدن دخترا ی امر نرمالهsurprise

+ تاريخ دوازدهم مرداد 1393ساعت 01:22 نويسنده عارفه کوچولو |

گاهی اشتباهمان در زندگی این است ک ب برخی آدم ها جایگاهی می بخشیم ک هرگز لیاقت آن را ندارد

+ تاريخ دوازدهم مرداد 1393ساعت 01:20 نويسنده عارفه کوچولو |

حیف نون می ره عیادت مادرزنش. می پرسه “بهتری؟”

مادرزنش می گه: “تبم قطع شده ولی گردنم هنوز درد می کنه…”

حیف نون می گه: “انشاالله اون هم قطع می شه!”

.

.

.

سه دزد بزدزد رفتن بزدزدی یه دزد بزدزد دو بز دزدید

دو دزد بزدزد یه بز دزدیدن، یه دزد بزدزدبه دو دزد بزدزد گفت من

که یه دزدبزم دوبز دزدیدم اونوقت دو دزدبزدزد یه بزدزدیدین؟!.

.

.

.

میگن : تنبلی مادر همه عادت ‌های بد ماست !

ولی خب به ‌هرحال مادره و احترامش واجبه !

.

.

.

سلام ، ببخشید این موقع شب اس ام اس دادم

یه سئوال مهم برام پیش آمده:

چرا اگه به کسی بگن جوجویِ من

پیشی من

موشی و ازین کلمه ها طرف خوشش میاد

امّا اگه بگن حیووون عصبی میشه…؟!

مگه جفتشـون یکی نیسـتن !؟

 

+ تاريخ بیست و یکم خرداد 1393ساعت 01:50 نويسنده عارفه کوچولو |

بس که صدا نزدی اسمم را

“جانم” ی که برایت کنار گذاشته بودم ، گندید !

 

+ تاريخ بیست و یکم خرداد 1393ساعت 01:44 نويسنده عارفه کوچولو |

خر کردن چیست ؟

ایجاد اعتماد به نفس کاذب در فرد ، برای انجام کاری احمقانه !

 

+ تاريخ بیست و یکم خرداد 1393ساعت 01:41 نويسنده عارفه کوچولو |

دانشمندان شهر حیف نون اینا کشق کردند

“انسان هایی که بیشتر عمر می کنند دیرتر می میرند” !

 

+ تاريخ بیست و یکم خرداد 1393ساعت 01:40 نويسنده عارفه کوچولو |
سلامی گرم ب دوستای عزییییییییییزم خودتون ک میدونید موقع امتحاناس منم ک مثلا درس دارم درس میخونم متاسفانه نمیتونم بیام هرازگاهی میام نظر یادتون نره نبینم این مدت ک نیستم فراموشم کردید ک شدید ناراحت میشم
+ تاريخ اول خرداد 1393ساعت 02:00 نويسنده عارفه کوچولو |

شما کی هستید که برای مردود شدن من دعا میکنید!!!!!!؟؟؟؟

+ تاريخ بیست و هشتم ارديبهشت 1393ساعت 01:06 نويسنده عارفه کوچولو |

پروردگارا! چگونه عاشقت نباشم؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟

چونان که تو، درونم را دیدی و پوشاندی

 

امّا

 

اینان ندیدند و فریاد کشیدند...........

+ تاريخ بیست و هفتم ارديبهشت 1393ساعت 11:41 نويسنده عارفه کوچولو |

گفته باشم …

 

من درد میکشم اما تو چشمهایت را ببند،

 

سخت است بدانم میبینی و بی خیالی …

 

تویی که روزگاری برایم درمان بودی ..

+ تاريخ بیست و هفتم ارديبهشت 1393ساعت 11:18 نويسنده عارفه کوچولو |

+ تاريخ بیست و هفتم ارديبهشت 1393ساعت 11:10 نويسنده عارفه کوچولو |

بـا مَن مُدارا کُن ! بَعــدها دِلَت بَرایَم تَنگ خواهُد شُد !

+ تاريخ بیست و هفتم ارديبهشت 1393ساعت 10:47 نويسنده عارفه کوچولو |
مـטּ دیگہ نـہ از اومـدטּ کسـے ذوق زده میشم،
 
نہ کسے از ڪنآرمـ بره حوصلـہ دارمــ نآزشو بـخـرمــ ڪہ بـرگرده ...
 
مـטּ آدمــ بے احسآسے نیستمـ !
 
مـטּ بے معرفـتــ و نآمرد نیستمــ ...
 
فقط خستہ امــ ...
 
از همـہ چے !
 
چون یہ زمآنے ڪسآیے وارد زنـدگیم شـدטּ
 
ڪـہ یہ سرے بـآورامو از بیـטּ بـردטּ ...
 
همیـטּ !
+ تاريخ بیست و هفتم ارديبهشت 1393ساعت 10:43 نويسنده عارفه کوچولو |
ﺍﻧـﻘـﻀﺎﻱ ﺧــــــﺎﺹ ﺑــﻮﺩﻧـﺖ ﺑـﻪ ﭘـﺎﻳـﺎﻥ ﺭﺳـﻴـﺪ . . .
+ تاريخ بیست و هفتم ارديبهشت 1393ساعت 10:33 نويسنده عارفه کوچولو |
ﺗــــﻮ ﺭﻭﺣــــﻪ ﺑــﻌــﻀــﯽ ﺁﻫـــﻨــﮕﺎ ,
ﺑـــﻌــﻀــﯽ ﻋـــﻄـــﺮﺍ ,
ﺑــﻌــﻀــﯽ ﮐــﻮﭼــﻪ ﭘــﺲ ﮐــﻮﭼــﻪ ﻫــﺎ
, ﺑــﻌــﻀــﯽ ﺗــﯿــﮑــﻪ ﮐــﻠــﺎﻡ ﻫﺎ

 ﺑــﻌــﻀــﯽ ﺻــﺤــﻨــﻪ ﻫــﺎ,
ﺑــﻌــﻀــﯽ ﮐــﺎﺭﺍ
, ﺑــﻌــﻀــﯽ ﺧــﺎﻃــﺮﻩ ﻫــﺎ ...
ﻟـــﻌــﻨــﺘــﯿــﺎ ﺁﺩﻣــﻮ ﻣﯿــﺒــﺮﻥ ﺑــﻪ ﺭﻭﺯﺍﯾــﯽ
ﮐـــﻪ...

ﻭﺍﺱ ﺍﺯ ﺑــﯿــﻦ ﺑــﺮﺩﻧــﺸــﻮﻥ ﺗــﻮ ﺫﻫــﻨــﺘــ
ﻭﯾـــﺮﻭﻥ ﺷــﺪﯼ ,
ﺩﺭﺩﮐـــﺸــﯿــﺪﯼ ,ﺳــﻮﺧــﺘــﯿــﻮ ﺍﺯ ﻧــﻮ
ﺳــﺎﺧــﺘــﯽ...~
+ تاريخ بیست و هفتم ارديبهشت 1393ساعت 10:31 نويسنده عارفه کوچولو |

 

تو را من “تو” کردم
وگرنه “او” هم زیادت است
پس اینقدر برایم، شما، شما نکن

 

+ تاريخ بیست و هفتم ارديبهشت 1393ساعت 10:28 نويسنده عارفه کوچولو |

 

امروز روز آخـــــــــــــــــر مدرسه بود

بـــــــــــــــــاید برای همیشه با نیمکت ها خداحافظی میکردمReading a Book

تمام شیطنتا و از دست معاونا فرار کردنا دیگه تموم شد

سوژه های معلما خداحافظ  

روزای دانش آموزی برای همیشه خدافظ

تو مدرسه سرم داغ بود نمیفهمیدم ولی الان ک اومدم خونه میبینم هنوز هیچی نشده دلم تـــــــنـــــگ شده شدید

دارم دیوووونه میشم چرا دارن لغب دانش آموزی رو از من میگیرن .

+ تاريخ بیست و دوم ارديبهشت 1393ساعت 04:55 نويسنده عارفه کوچولو |

 

+ تاريخ بیست و یکم ارديبهشت 1393ساعت 08:10 نويسنده عارفه کوچولو |

 

از یـ ـنـکـه بـ ـعــضـیـ ـا بــه سـ ـمـ ـتـتــــ نــمــیــان

 

نــاراحـتـــــ نـ ـشــــو...

 

ایــراد از تـ ـو نــیـ ــسـتــــ!

 

[مـ ـگـ ـس] هــم هـیــچــوقـ ـتـــــ سـ ـمـتــــ [گـ ـل] نـمـ ـیــــره!


همـ ـیشــه مـیـــره سـ ـمـتـــ یـه [عـ ـنــی] مـثــل خـ ـودش!

ایـ ـنــجــوریــــاس!

+ تاريخ بیست و یکم ارديبهشت 1393ساعت 08:05 نويسنده عارفه کوچولو |

+احترام گذاشتن به بعضیا ، مثه تکون دادن پارچه ی قرمز جلوی گاوه !!!



 


 

 
+ تاريخ بیست و یکم ارديبهشت 1393ساعت 08:00 نويسنده عارفه کوچولو |

 

+ چِـرآ [راز بَقآ] رو فقط اَز حــیوآنآت میسآزَن [ ؟ ]

بـَعضی از [آدَمـآ] بیشتَر شَرآیِطِش رو دارند...

+ تاريخ بیست و یکم ارديبهشت 1393ساعت 07:43 نويسنده عارفه کوچولو |